دلتنگی برای یه ادم کوچلو
خیلی وقت بود که دلم دلتنگ نمی شد
اصلا واژه دلتنگی رو فراموش کرده بودم
اما از وقتی محمد کوچلو رفته مسافرت
خیلی دلم بیشتر از اون روزا که دلتنگ می شد
دلتنگ شده.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:44  توسط طلا
|
همیشه یکی هست
همیشه یکی هست و خواهد بود که به فریادهای من و تو گوش دهد
یکی هست و خواهد بود که حق ما را از این زورگویان و مستبدان بگیرد
یکی هست
من هم تسلیت می گم به تمام خانواده های که فرزندانشان را در راه رسیدن به حق
از دست داده اند یا بهتر بگم شهید شدن و صمیمانه با انها همدردی می کنم.
روحشان شاد.
ما هیچ وقت از این زورگویان نخواهیم ترسید چون همیشه یکی هست و خواهد بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 10:36  توسط طلا
|
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:1  توسط طلا
|
سلام و خداحافظ تا دیداری دوباره
من میرم خودمم نمی دونم کجا
شاید هیج جا شایدم یه جایی رفتم
خیلی دوستون دارم دوستای گلم
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:59  توسط طلا
|
خودم را دوست دارم
احساس خوبی دارم
از زندگی ام لذت می برم. همین.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:20  توسط طلا
|
فریاد
فریادهایم به جای نمی رسند
پس اهسته دردهایم را
تا بی نهایت اه می کشم
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:20  توسط طلا
|